X
تبلیغات
رایتل

مامان ناهید جونم روزت مبارک

شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 01:26

چند روز که دارم جمله ها رو توی ذهنم بالا و پایین میکنم ٬دلم می خواست یه پست در خور مامانم براش بنویسم ٬آماده بودم که ازش تشکر کنم و بهش بگم که دنیا دنیا دوسش دارم ٬ اما خوندن پست مهربان بد جوری بهمم ریخت ٬ ناخداگاه رشته های بافته شده ذهنم از هم گسست و پاره شده ٬ وقتی پست مهربان رو خوندم گریه ام گرفت و فهمیدم چقدر خوشبختم  ٬که مامان ناهید رو دارم و چقدر همیشه من راحت از این خوشبختی می گذرم ٬ چقدر راحت با حرفهام دلش رو میشکنم ٬ چقدر راحت ازش انتقاد می کنم و ...  

 

مامان ناهید گلم  

خوشحالم که دارمت ٬ خوشحالم که یه هفته به نوشتن ازت فکر کردم اما حالا دست خالییم از بس که تو بزرگ و نوشتنی هستی ومن کوچک و ناتوان ...  

 

مامان ناهید گلم  

به خاطر همه آن روزها که اول به من فکر کردی بعد به خودت ٬به خاطر همه اون روزها که اول خواسته ها و نیاز های من رو در نظر گرفتی ٬به خاطر همه اونروزها که عمدی یا غیر عمدی باعث لرزیدن دلت شدم و به خاطر همه اون اشکهایی که به خاطر ضعف هام و شکست هام ریختی و...  دست نازنینت رو می بوسم و از صمیم قلبم این روز رو بهت تبریک میگم . 

 

                                         مامان ناهید جونم روزت مبارک. 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo