X
تبلیغات
رایتل

م ع ل م

دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1391 ساعت 05:42

معلم کلاس اولم وقتی نمره دیکته بچه ها از 17 کمتر میشد از فایل طوسی رنگ پشت سرش یه سبد قرمز رنگ پر از مداد رنگی در می آورد و مداد ها رو لابه لای انگشت های بچه ها میگذاشت و اونقدر فشار میداد تا بچه ها گریه کنن و قول بدن که دفعه بعد نمره بالا بگیرن...


معلم کلاس سومم وقتی می خواست درس بپرسه از توی کیفش یه شیشه در میاورد که توش گیلیسیرین و آبلیمو بود و مقداری از اون رو رو ی دستش می ریخت و آروم ونوازش گونه دستش رو بهم می مالید...


معلم تاریخ و جغرافیا دوم راهنماییم اونقدر با لباس های خوش رنگ و با کلاسش و لحن شیرین و دوست داشتنیش بچه ها رو مجذوب خودش کرده بود که حتی تنبل ترین شاگرد کلاس هم سر کلاس خانم رهنما با آمادگی کامل میومد...


اگه دوست داشتید توی کامنت های این پست از معلم هاتون بنویسد از شیطنت هایی که پشت نیمکت های مدرسه کردید و از خاطره های تلخ و شیرینی که از معلم هاتون تو ذهنتون نقش بسته...



del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo