X
تبلیغات
رایتل

آبجی مریم

شنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 23:32

چند ماه پیش که وبلاگ نداشتم وقتی هر شب میومدم نت اول وب بابک رو باز می کردم ٬و با دقت میخوندم با حساسیت تحلیل می کردم ٬گاهی ازش می رنجیدم ٬گاهی یاد خاطرات گذشتم می اوفتادم ٬اما  خیلی وقتها  پیش خودم میگفتم :چرا بابک تا اینجای ماجرا را تعریف کرد اما اسمی از من نیاورد ؟ خلاصه الان چند وقتیه که وبلاگ دارم (آیکون  وبلاگ پر خواننده داشتن )و میدونم علاوه بر مامان آبجی مریمم هم وبلاگم رو میخونه و گاهی حتی ناشناس برام کامنت هم میزاره ، پیش خودم گفتم :نکنه به خودش بگه روز معلم شد نرگس واسه بابا پست نوشت و بابک هم به همه معلم های بلاگستان تبریک گفت ٬اما حتی اسمی هم از من نبردن .گفتم :نکنه بگه تولد مهربان شد واسش نوشت ٬واسه مامان ناهید نوشت ٬اما حتی  یه بار نگفت :که ما تو دار دنیا یه آبجی مریم داریم . گفتم : نکنه اون هم مثل چند ماه پیش من که دلم از بابک میشکست ،دلش شکسته بشه و مثل بچگیهامون همونطور آروم  و بی سر وصدا   و مظلومانه کز کنه ، گفتم :که بگم ایها الناس ما یه آبجی مریم داریم گل و گلاب ،که معلم مهدکودکه ،مهربونه ،یک کم بیش از حد خونسرده ، اما دلش دریای دریاست .   

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo